#دستانت Instagram Photos & Videos

دستانت - 4.054 posts

Top Posts

  • #دستانت اغازیست برای دیوانگی من#
  • #دستانت اغازیست برای دیوانگی من
  • 73 2 8:49 AM May 17, 2018
  • ❤بسم رب الزینب❤
.
.
.
.
.
. ‍ ‍ میان فرق مو، تہ‌ریش😜. ، محوم محو چشمانت👁👁.
. سرٺ پایین،. ‌نجابت مۍچڪد از ڪنج ایمانت😊😍. خدا از قڶب من در زیر ای...
  • ❤بسم رب الزینب❤ . . . . . . ‍ ‍ میان فرق مو، تہ‌ریش😜. ، محوم محو چشمانت👁👁. . سرٺ پایین،. ‌نجابت مۍچڪد از ڪنج ایمانت😊😍. خدا از قڶب من در زیر ایڹ چادر خبر دارد😌😉 ٺپش‌هایش گره خورده اسٺ با ٺسبیح دستانت🌹 . . . . . . . . #تقدیم_به_عزیزترینم #همسر_یه_مدافع_حرم #عشقم #انتظار #دستانت
  • 97 14 8:14 PM Aug 6, 2018
  • #دستانت را به من بسپار
تا با هم تا شهر آرزوها همسفر شويم
مي دانم اين رويايي بيش نيست
اما اين را بدان
تا شهر خيال...
تا افق سبز رويا...
من با تو ميم...
  • #دستانت را به من بسپار تا با هم تا شهر آرزوها همسفر شويم مي دانم اين رويايي بيش نيست اما اين را بدان تا شهر خيال... تا افق سبز رويا... من با تو ميمانم.. اي بهترينم❤️❤️❤️
  • 102 6 5:14 PM Sep 22, 2017
  • "دستانت"

نگاه تو
جشنواره نور بود
در شب خمار تاریکی
و دستانت
اعجاز هوشیاری
.
.
.
.
پاره ی از شعر
#آریا
#شعر
#دستانت
  • "دستانت" نگاه تو جشنواره نور بود در شب خمار تاریکی و دستانت اعجاز هوشیاری . . . . پاره ی از شعر #آریا #شعر #دستانت
  • 85 3 10:28 AM Nov 26, 2018

Latest Instagram Posts

  • 💞تقدیم به مخاطب قلبم💞
#دوستت ........
این راروزی هزاربارباخود بگویم
#بغض میکنم وبازهم ازیک مسیرکه نمیدانم کجاست به تومی رسم به#پیراهنت به#آغوشت ب...
  • 💞تقدیم به مخاطب قلبم💞 #دوستت ........ این راروزی هزاربارباخود بگویم #بغض میکنم وبازهم ازیک مسیرکه نمیدانم کجاست به تومی رسم به #پیراهنت به #آغوشت به #چشمانت به #دستانت و به #دوست داشتنت!! به اینکه هنوزهم چشمهایم راکه می بندم تنهاکسی که پشت تاریکی پلکهایم لبخندمیزند تویی👉 دهان شعرهایم رامیبندم تاخفه شوند اما بازهم فریادی که میزنن تویی👉 باخودروزی هزارباربیگویم که دوستش ندارم اما مگرمیشود که تورادوست نداشت #تو که دلیل انهمه شعروشورمنی.... #دلیل زیبای پاییزمنی.... مگرمیشود توراچفت کنم به کلمه وجمله های بی رحم مگرمیشودتوراگره بزنم به روزهای سردزمستان مگرمیشود تورانخواست👉 ازتونگفت👉 ازتونسرود👉 مگرمیشود پاییز باشد باران ببارد بادبیاید بوی نم برگهای خیس توی کوچه ببپیچد ومن ازتو نگویم👉 توی سینه بابغض صدایت نکنم وزیرلب نگویم دوستت دارم.. من اگر روزی هزارباربگویم دوستت ندارم اما پاییزباورنمیکند باران باورنمیکند آسمان وزمین باورنمیکنند توهم‌باورنکن باورنکن.......
  • 205 18 2 days ago
  • در اعماق نگاهت، تبسم خدا را دیده بودم. انگار که دمیده بود تو را در وجود من، تا جان بگیرم. در اعماق نگاهت به عرش اعلی می رسیدم. در روحانی ترین حالت،...
  • در اعماق نگاهت، تبسم خدا را دیده بودم. انگار که دمیده بود تو را در وجود من، تا جان بگیرم. در اعماق نگاهت به عرش اعلی می رسیدم. در روحانی ترین حالت، به خلسه ای عمیق دچار می شدم و خلاصه ی این جدال را آدمیان عشق می نامیدند. عشق نامش بود و مفهومش برای من، تو شده بودی... در قحطی آرامش، دستانت قایق نجاتی بودند برای ملوان طوفان زده ای که تمام دارایی اش چشمانت شده بودند. در میان انگشتانت نفس خدا را می جستم. انگار که زاده شده باشم برای عشق ورزیدن... گاهی زل بزن در چشمانم و دستانت را لبریز از خواهش به سویم دراز کن... پیامبری باش برای من گمراه! بگذار رد نگاهت را بگیرم و در میان انبوه پیامبران بر شانه هایت، بهشت را بیابم. همینجاست بهشت برین، همینجاست فردوس... همینجا در مقابل چشمان خمارت... در میانه ی دستانت. اندکی بنشین در کنارم زیر درخت چنار وسط این باغ پر از گل های یاس... بگذار قانون دنیا بهم بخورد... تو مرا به انتهای انسان بودن، به بلندترین مرتبه‌ی آسمان همراهی کن...بگذار آدم به حال من و حوا به حال تو غبطه بخورند. بیا کنار این ملوان طوفان زده، وسط دریا... دستانت را به سویم دراز کن... قایق نجاتم باش... طوفان با تو زیباست، رنج با تو دلنشین است... حتی بهای چشمانت اگر تبعید به زمین باشد، مردانه پای چشمانت خواهم ماند. حتی اگر بهای دستانت، دوزخ باشد؛ به جان خواهم پذیرفت. من تو را خواهم پرستید. روح دمیده شده در تو را... من با تو به خدا خواهم رسید. بهشت ارزانی خودشان...! . علی رحمتی #علی_رحمتی #عشق #آسمان #روح #بهشت #فردوس #تبعید #چشمانت #دستانت
  • 49 6 2 days ago
  • اینکه عاشقت هستم و دیوانه وار دوستت دارم دروغ نیست... اینکه لبخند هایت انفجار لحظه هایم هست دروغ نیست... اینکه نگاهت میکنمو حرفهایت را موقع پلک زدن...
  • اینکه عاشقت هستم و دیوانه وار دوستت دارم دروغ نیست... اینکه لبخند هایت انفجار لحظه هایم هست دروغ نیست... اینکه نگاهت میکنمو حرفهایت را موقع پلک زدنت نمیشنوم دروغ نیست... اینکه بیمار وجودت شده ام دروغ نیست... اما امشب بدون تو لبخندهایت سکوتت بغلت چشمانت و دستانت دروغ محض است... م.رها #دروغ #عشق #خنده #چشمانت #دستانت تلگرام من : otage_khaterat
  • 81 0 3 days ago
  • #ساعت ها #دقیقه ها و #ثانیه ها ⏰
گذریست در رد پای عشق📗📕📙📔📓
نشانیست در #خاطراتمان📝🔒
📅👏🏼گویا دستانم سرد شده دوری ات تاب بر توانم بریده
بنگر...
  • #ساعت ها #دقیقه ها و #ثانیه ها ⏰ گذریست در رد پای عشق📗📕📙📔📓 نشانیست در #خاطراتمان📝🔒 📅👏🏼گویا دستانم سرد شده دوری ات تاب بر توانم بریده بنگر ای شاهدای خدای #عشقاق نمانده بر پاهایم رمق فقط امیدیست بر #زمان که دارم از خویت چند یادگار #🎁 #💌 یادم آید تاریکی سویی گر #نفس نفس هایی که بر تاب توانم افزود خاطرت آید آیا؟🙄 بر دیدبانت #بوسه ای👄 خواهم نهاد تا بماد آن #ثبوت #احساس تا شود خلوص بر لبانتُ قلب تپندی بی گناهت گویم آیا یاد رود؟ گویم آیا میتوانی گذرگاه راهی که گذراندیم را🚶🏻‍♂🚶🏻‍♀ فراموشش کنی؟ من درگیر افکاری ام که تو باعثش شدی بله، زمان، تو، #عشق♥️، #حس، تاب توانم را بریده✂️ موج #چشمانت، گردی #صورتت👧🏻، یاد گفتارت🗣، #آغوش گرمت، قدمان بی تابمان چقدر #زمان نامرد است👁🕐 وقتی تورا از من دور میکند میگویم آیا خواهد شد زمان در کنارت بگویم بايست👀 و گفتار امر کند؟🙏💍 من بی تابانه در آن وقت صبورم☺️ که روزی برسد تا ابد بماند #دستانت در دستانم🤝😍 و وجودت در وجودم نهفته شود. 💑 #عاشقانه دوستت همیشه خواهم داشت👫 #مخاطب_خاص #z❤️
  • 803 0 4 days ago
  • حسابِ روزها
از دستم
خارج شده !

مثلا پنج شنبه با دوشنبه
چه فرقی دارد؟
وقتی تو
در شروع هیچ شنبه ای
نیستی
یا غروب جمعه
چه کم از تلخی سه شنبه ها
دارد ...
  • حسابِ روزها از دستم خارج شده ! مثلا پنج شنبه با دوشنبه چه فرقی دارد؟ وقتی تو در شروع هیچ شنبه ای نیستی یا غروب جمعه چه کم از تلخی سه شنبه ها دارد ؟ کاش آمدنت تعطیل رسمی بود و #دستانت روزِ نام گذاری گل ها از تو هیچ نشانی در باران نیست ! تقویم ها اشتباه نمی کنند #سولماز_حاجی س.ح بیدار
  • 47 8 5 days ago
  • ❤
عشق یعنی 
دستانم را بگیری
نگاهم ڪنی
وبگویی
من به بودنت قانعم 
حتی اگر سهم من ازتو فقط لمس چند لحظه دستانت باشد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ...
  • ❤ عشق یعنی دستانم را بگیری نگاهم ڪنی وبگویی من به بودنت قانعم حتی اگر سهم من ازتو فقط لمس چند لحظه دستانت باشد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ #عاشقانه #رمانتیک #دستانت #پروفایل‌عاشقانه #متن‌عاشقانه #عکس‌عاشقانه
  • 15 1 5:16 AM Jan 10, 2019
  • 27 4 1:08 PM Jan 8, 2019
  • آهای آهای مهربانوی فصلهای من،
که بهار را ،به تلنگری میرویانی،
و در انتظار لبخندی،
گیسوانت در آغوش نسیمهای مست جادارد ،
برخیز ,برخیزو با چرخش دامن گ...
  • آهای آهای مهربانوی فصلهای من، که بهار را ،به تلنگری میرویانی، و در انتظار لبخندی، گیسوانت در آغوش نسیمهای مست جادارد ، برخیز ,برخیزو با چرخش دامن گلدارت ، گلهارا به رویش بیاور ، بانوی آفریدگار عاشقی، کرشمه کنان از تمام ، کوچه های فکر من گذر کن، گذر کن ،،، تو که میایی،،،،، تو که میایی،، باور میکنم بهشت جایی، کنار دستانت ،برایم دست تکان میدهد، بانوی تمام روزهای من، تورا که میبینم هول میکنم، و فقط دلم میخواهد بگوییم دوستت دارم ,دوستت دارم زیباترین معجزه ی دنیاییم دوستت دارم ,دوستت دارم ❄️🌨❄️ 📝 #سپیده_پورنورعلی @pichakekhial_channel #شعر #عاشقانه #زن #بانو #افریدگار #دوست #دوستت دارم #بهشت #دستانت #کرشمه #دامن #گلدار تقدیم به تمام مهربانوهای سرزمینم ایران , _____________________________
  • 810 113 8:39 AM Jan 7, 2019
  • من عکسهارا پاک نمیکنم...
حتی آنهارا پنهان هم نمیکنم...گذاشته ام روی گالری گوشی بزرگ بی مصرفم چشمان هر کسی را خیره کند...
فقط کسی خیره نمیشود... مید...
  • من عکسهارا پاک نمیکنم... حتی آنهارا پنهان هم نمیکنم...گذاشته ام روی گالری گوشی بزرگ بی مصرفم چشمان هر کسی را خیره کند... فقط کسی خیره نمیشود... میدانی چرا؟؟؟ چون عکسی از تو را ، که فقط تو باشی و لبخندت و ارتش موهایی که در بند نبود ندارم... تو فقط عکس های مرا برایم فرستادی و یادگاری هایی از خودت... بقیه که نمیفهمند.. اما من با همان یک تکه از دستانت یا نیمه ی پیراهنت و یا حتی لبخندی که از نیمه ی صورتت در سلفی افتاده خیره میشوم... عکسهایم را نگاه میکنم... تورا از روی تکه یادگاری هایت تجسم میکنم و کسی نمیفهمد... میخواهم متروی خانه ات به دانشگاه را سوار شوم.. میخواهم اگر دیدمت بیایم ناخداگاه در سیل جمعیت به تو بخورم و تو گوشی افتاده ام را مثل همان بار اول با لبخند به من بدهی و بگویی سلام! و من همان لحظه از چهره ات عکس بگیرمو با همان عکس تمام گالریم را پاک کنم. من بمانمو یک عکس و چشمان همه که خیره بماند... م.رها #چشمانت #ارتش #موهایت #خیره #عشق #دستانت #مترو #عکس #گالری #دانشگاه #خانه #سلام #جمعیت
  • 59 0 7:12 AM Jan 3, 2019
  • ﻭااااﻱ #ﻧﺒﻀﻢ
ﺻﺪاﻱ #ﻧﻔﺴﻬﺎااااﻡ
#ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺭا دوست دارم
وقتی #منجر به چشم های تو باشد
#دستانت را بگیرم
ﺁﺥ بوییدن ِ #عطر ِ گردنت
تا بوسیدن ِ #لب های تو
تا...
  • ﻭااااﻱ #ﻧﺒﻀﻢ ﺻﺪاﻱ #ﻧﻔﺴﻬﺎااااﻡ #ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺭا دوست دارم وقتی #منجر به چشم های تو باشد #دستانت را بگیرم ﺁﺥ بوییدن ِ #عطر ِ گردنت تا بوسیدن ِ #لب های تو تا تو پیچ و خم های #گیسوان ِ تو سرازیری و سربالایی های انداﻣﺖ نارنجی ِ #نارنج های سینه ات ﺑﺎﻳﺪ از خودم ﺑﭙﺮﺳﻢ که پاییز است که #نارنجی را زیبا کرده است یا نارنجی های توست که پاییز را؟! . اتفاق ِ #لذت بخشی است یک سلام تابلوی رسیدﻧﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ "به شهر ِ #آغوش ِ من خوش آمدی" و من تردید هایم را راحت کنم روی راحتی ِ #شانه هایت لم بدهم به فاصله ی یک نفس تا لب ﺗﻮ ﻣﻴﺨﻮاﻫﻢ ﺗﻮ ﺭا خسته کنم از #نوازش از لبخند از #بوسه! . عجولانه #دوستت_ﺩاﺭﻡ و ﺩﻭﺳﺖ ﺩاﺭﻡ باحوصله باز کنم #دکمه های خجالت را بیرون بیاورم #لباس ِ ترس ِ از دست دادنت را و #برهنه ات کنم از هرچه شک تا باور ِ باور کردن مرا #لمس کنی در ناباورانه ترین لحظه ها!
  • 141 5 11:47 AM Dec 28, 2018
  • توچه میخوانی
چه مینوازی
درچشمهایت چه داری،!!؟
که اینقدرلبریزم از#تو،
غرقم درخیالت،
پرم ازهوایت،
از#صدایت،
از#خاطراتت،
نسیم نفسهایت می نشیند
روی موس...
  • توچه میخوانی چه مینوازی درچشمهایت چه داری،!!؟ که اینقدرلبریزم از #تو، غرقم درخیالت، پرم ازهوایت، از #صدایت، از #خاطراتت، نسیم نفسهایت می نشیند روی موسیقی صدایت ومن هرلحظه راهزاربارمی شکنم درآوار آوایت، #دستانت وآواردل تنگی هایت... بانگاهت چنگ بروجودم میزنی، ای آرامش محض، من تاروپودم، نفس هایم زندگی ام را درتومی بینم وبه تومدیونم... هیچ نمیخواهم همین که توباشی بس است برای تک تک ثانیه هایم وتک تک روزوشب هایم... #نسیم_محمدی #شادمهرعقیلی #شادمهر_عقیل @realshadmehr
  • 138 8 5:33 PM Dec 26, 2018
  • چه سخت است هیچ کسی حرفم را نمیفهمد!!!
از او میگویم و چه سرسری از این حرفها میگزرید!!!
مردمی که دوان دوان از این خیابان میگزرید، نمیدانید من وَ او چ...
  • چه سخت است هیچ کسی حرفم را نمیفهمد!!! از او میگویم و چه سرسری از این حرفها میگزرید!!! مردمی که دوان دوان از این خیابان میگزرید، نمیدانید من وَ او چه قدمهایی در این خیابان زدیم، چه لبخند هایی این خیابان از ما دیده . زیر لب غریدن عابران را میبینم آنها نمیداند چه نجواهایِ عاشقانه ای من و تو در این خیابانهای شهر سر دادیم. من حتی قدم زدن در زمستان لذت میبرم مانند آن روزها سرد زمستانی، دستانت در دستان من بود و به سرمای زمستان با لبخند کنایه میزدم چه سخت است که هیچ کس این حرفهارا نمیفهمد حتی تو ۱۶مهر۱۳۹۷ #مسعود_مقدّس #تو_نباشی #تو #خیابان #دستانت #زمستان #نوشته_ادبی #داستان_کوتاه #داستانک #دست #کنایه #عابران #دوان #نباشی
  • 6 2 11:53 AM Dec 25, 2018
  • #نگران من نباش...
همه چیز روبه راه است...
و من با #درد هر #روز تكرار ميكنم #بدون_تو بايد #زندگی كنم...
حسابی جایت خالیست که ببینی
#دختر #احساساتی و...
  • #نگران من نباش... همه چیز روبه راه است... و من با #درد هر #روز تكرار ميكنم #بدون_تو بايد #زندگی كنم... حسابی جایت خالیست که ببینی #دختر #احساساتی و #عاشق پیشه ی آن روزها مردی شده برای خودش! که هر روز #دردهایش را حل می کند توی #لیوان #چای تلخش و همه را یکجا با هم سر می کشد و اتفاقا هر روز لعنت می کند داغی را که به دلش مانده... حسابی جایت #خالیست که ببینی دختر وسواسی #دیروز چطور این روزها در عرض 1/5 دقیقه حاضر و اماده،کفش پوشیده و نپوشیده،خودش را پرت می کند پشت #فرمان و مثل یک #مرد به #چراغ_قرمز ناسزا می گوید... نگران من نباش، دختر #خیال_باف آنروزها، مردی شده برای خودش که هر روز بار یک زندگی دو نفره را روی شانه هایش می گذارد و این ور و آن ور می رود... جایت خالی! دختر مرتب آنروزها،هرشب، #خسته و کوفته، #دلخوشی هایش را با جورابهایش گلوله می کند و پرت می کند وسط رخت چرکها... و #شام خورده و نخورده،روی #کاناپه خوابش میبرد که فردا صبح چای تلخش را سربکشد و بزند بیرون... نگران من نباش اصلا! همان موقعی که رفتی زنانگی هایم را جمع کردم و مچاله و #چروک چپاندم توی #چمدان و انداختم گوشه ی انباری... #خیالت_راحت ِراحت! عوض شدم... پوست انداختم و حالا #دستانت را ندارم كه دستان لطيف مرا نوازش كند كه بايد سالها خودم با دستهای خودم پوست کلفت غیر زنانه ام را نوازش کنم... #كاش_كنارم_بودي #مهتاب
  • 118 9 7:00 AM Dec 24, 2018
  • .
پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست،
از بس که گره زد به گره
حوصله ها را....
.
پ.ن
بچه تر که بودم ، معمولا قهر که می‌کردم میرفتم یه گوشه و رو به دی...
  • . پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست، از بس که گره زد به گره حوصله ها را.... . پ.ن بچه تر که بودم ، معمولا قهر که می‌کردم میرفتم یه گوشه و رو به دیوار میخوابیدم روی زمین و با فرش بازی می‌کردم...بعضی وقتا دستم یه ماشین بود تو حاشیه‌ی فرش و‌گاهی انگشتام‌ دوتا آدم... این عکس برای‌من پر‌از مفهومه ، پر از خاطره... . پ.ن۲ رجوع کن‌به #دستانت... . #عکس‌بتاریخ‌مهر‌۹۷
  • 126 9 8:54 PM Dec 23, 2018
  • .
می دانم روزی 
دوباره به خانه ام می آیی
و با تماسِ دستانت
وسوسه می کنی 
شمعدانی هایم را 
برایِ دوباره جوانه زدن ...
سحر نوروزیان 
۱۳۹۶/۱۲/۲۵
پ.ن: ...
  • . می دانم روزی دوباره به خانه ام می آیی و با تماسِ دستانت وسوسه می کنی شمعدانی هایم را برایِ دوباره جوانه زدن ... سحر نوروزیان ۱۳۹۶/۱۲/۲۵ پ.ن: خیلی کوتاه شد، نمی دانم چرا امشب نمیتوانم پایانی بهتر برایش داشته باشم پ.ن۲: عکس از پنجره ی اتاقم ، همین الان #شمعدانی #دستانت
  • 117 13 10:21 PM Mar 15, 2018
  • .
با تو سخن می‌گویم 
اي دست نيافتني ترين
اي آرزوي جواني
اي دورترين نزديك من...
کمی درنگ کن
بگذار طراوت گندم زار #گیسوانت
خط بطلانی بر افکار ژاژم با...
  • . با تو سخن می‌گویم اي دست نيافتني ترين اي آرزوي جواني اي دورترين نزديك من... کمی درنگ کن بگذار طراوت گندم زار #گیسوانت خط بطلانی بر افکار ژاژم باشد #دستانت را به من بده با من از میان خیل مردگان این شهر عبور کن و بخوان هر آنچه که در من به شکل ترانه مکنون است تنها تو معنی صفحات خالی دفترم را میدانی تنها تو میدانی حال این از #عشق مردگان را... . . . #عارف_امام_دوست
  • 1016 42 12:23 PM Jan 27, 2018